زندگی مثل یک وبلاگه ، وبلاگی که هر روز صبح آپ میشه و نویسنده تا شب مشغول نوشتنه . و وبلاگ من ، مثل بچه ای میمونه که تا می خواد به دنیا بیاد و زندگی بکنه مادرش اونو سقط میکنه !

یه مدتی بود که اونقدر سرم مشغول درس ها بود که حتی سرم رو با خودکارم می خاروندم . تا بالاخره شب تاسوعا آخرین امتحانم رو هم دادم و برگشتم خونه . امسال هم تاسوعا و عاشورا تموم شد و علی موند و حوضش . البته من که جدا هیچی نفهمیدم و واقعا شرمنده ام . اونم امسال که تا جایی که تونستم رودست پسرش امام رضا زحمت انداختم . یعنی از شیر مرغ تا جون آدمیزاد ازش خواستم و گرفتم . می دونی تا حالا فکر می کردم وقتی یه جایی برم مهمونی که اونجا من و خوب تحویل بگیرن دوباره خجالت بکشم که برم اونجا . ولی حرم امام به خدا فرق داره . هر چی تحویلت میگیرن پرروتر میشی و جالب اینه که هر چی پرروتر میشی بیشتر تحویلت می گیرن !

خلاصه که بالاخره این ترمم هم تموم شد . وبه قول معروف زمستون تموم شد و البته تموم نشد ولی در کل حالا اگه رو سیاهی به زغال نمونه ، به من که خوب موند . و شرمنده تمام دوستام شدم که نتونستم حداقل بازدیدهاشون رو پس بدم . همین جا از همشون عذرخواهی میکنم امیدوارم اونا هم ببخشن که دیگه شرمنده تر از این نباشم .

راستش این چند ماهی که اینجا نبودم زیاد هم به اتلاف نگذشت یعنی خیلی چیزا دستگیرم شد . مثلا من همیشه فکر می کردم که اگه زمین به آسمونم بکنن علاقه ای به درس خوندن پیدا نکنم ولی تو این چند ماه فهمیدم که انسان اینقده جایزالخطاست ( اینقده یعنی خیلی ...) . دیگه این روزای آخر موقع چایی خوردن ( که یکی از مقدس ترین کارهای مردونه هستش ! ) هم درس میخوندم . البته نه این خدایی نکرده ... ( نوعی حیوان چارپا ) خون باشم ها ! نه ! به قول دوستام انبوه خوان شده بودم . خلاصه که حسنی هم به مکتب علاقه مند شد .

از طرف دیگه تو این چند وقت فهمیدم که آدم وقتی دوستی نداره ( از اون لحاظ دوستا ! ) خیلی خیالش راحت تره . البته منظور از آدم احتمال زیاد تو این جمله پسرا باشه ولی خوب تو دنیا همیشه استثنا هم وجود داره . خلاصه که همچین راحت سرمون رو بالش می ذاشتیم که نگو ! البته بین خودمون باشه من همیشه راحت سرم رو رو بالش میذارم !!!

ولی در کل نتیجه اخلاقی که میشه از حرفای من گرفت اینه که همیشه میشه بهانه ای برای راحت بودن پیدا کرد ولی بالشی برای راحت خوابیدن نه ! پس تو زندگی سعی کنین اول با بالشتون به تفاهم برسین بعد با ... . یا به قول غیر معروف اول جای سرت رو درست کن بعد دنبال یه سر دیگه بگرد وگرنه سر دوم دردسر میشه برات !

پ.ن. بین خودمون باشه با این همه لالایی که بلدم و بالشی راحت که دارم ، خودم هم خوابم نمیبره . شما که جای خود دارید .