اندر فوايد الکافور فی تناول الطعام

چون در کنکور قبول گشتم و خواستم به دانشگاه پا گذارم ، جمعی از رفقا گرد‌آمدند و من رو جوگير نمودند . پس قول دادم در برگشت اتومبيلی پر کنم کنيزکان دانشجو بهر دوستان . چون به دانشگاه رسيدم کنيزکانی ديدم سياه‌چشم و پری‌وش و يا کنيزکانی کريه و ريزچشم .
چون به دانشگاه روی و دسته اول بينی ، اگر بينی . چشمانت تا فرق سر باز گشته و نيشت تا بناگوش خواهد رسيد . تا دمی دنبالشان خواهی رفت و چون گشنه گشتی ادامه کار به بعد از تناول واگذاری . 
به سلف که رسی ، قصر بينی زيبا و شکم چسب . در را که بگشايی بوی کافور از سرورويت بالا می‌رود .غذا را که خواستی ، مشتی برنجت دهند و مشتی دگر همه کافور که البته نبينی چون قبلا خود ريخته بود . 
قاشق اول فرو دهی ،  و مثال فيلم رجال سياه جامه ، تمام ذهنت پاک گردد و چون ماستی گرم واروی . چنان که تا خود بلند نشوی هيچ ملاقه‌ای را نتوان تو را جمع نمودن .
و اما کافور :
کافور ماده‌ای‌ست با بوی نافذ که در گذشته بهر کاهش درد و تب و يا جهت دور ساختن حشرات موذی از مردگان استفاده می‌شد و چون علم پيشرفت نمود کاربردش عوض گشت تا حال .
و اما فوايدش در حال :
اولا ، چون به دانشگاه آمدی و کنيزکان مذکور را ديدی . چون کافور خوردی همه چيز از سرت برود . نه تنها با دوران طفوليت تفاوت نکنی که آن حمام ماهی چند بار را هم از دست دهی .
عمری خر زديم شايد               در دانشگاه بود روزی
از دست داديم ، ما                  همان حمام چند روزی
و اما دگر دليل . چون در خوابگاه انواع حشرات موذی و غيرموذی معيشت می‌گذرانند و مدام در حال آمد‌و‌شد از روی سطوح بدن دانشجويان خفته می‌باشند ، امرای دانشگاه ، دانشجويان را چون مردگانی پنداشته ، با تجويز کافور آنان را از اين آسيب صيانت فرمودند .
بعد از اين قضايا چون به ديارم بازگشتم . دوستانم جمع گشتند که : ای مشرقی ما را چه تحفه آوردی ؟
گفتم : چون به دانشگاه رسيدم بوی کافورم چنان مست کرد که نه دامنم از دست برفت و نه دستم به دامن کسی رفت . و دست هر کسی به دامن خود ، هر کی رود خوابگاه خود !

/ 10 نظر / 9 بازدید
sofia

فوايدی بس جالب بود و اينکه رجال دانشگاهی از بهترين فناوری برای بهداشت خوابگاهها استفاده نموده اند. جالب نوشتی.

بامداد

سلام ، خوبي ؟ خيلي جالب بود ، دستت درد نكنه سر صبحي ما رو از اون بي حالي و خواب الودگي در اوردي ؛)

ستاره

سلام...مطلب خيلی جالبی بود....اميدوارم اوضاع بهتر بشه...(چشمک)

yaraghan

راستی چه عجب یاد ما کردی

yaraghan

ماکه تو دانشگاه از این کنیزکان چیزی ندیدیم.ولی خداییش نسل ما کافور نخورده زرتش قمصوره...مردی از دست رفته خیلی وقته

arash

سلام بر مشهد شاهرودی.مرسی از اینکه به من سر زدی داشتم یواش یواش فراموشت می کردم ولی یه دفعه ای از عالم غیب گویی امدی حال دادی به ما. علی یارت قربونت برم بای

vida

salam ghazaye daneshgaho nakhordam vali tarifesho kheyli shenidam cheshmak man upam age doost dari sar bezan khoshhalam mikoni

leila

سلام آقا حامد/خيلی قشنگ اين نکته رو گفته بودين/من شنيده بودم که تو غذاهای دانشگاه کافور می ريزن و دليلش رو هم می دونستم ولی باور نمی کردم(البته تا حالا اونجا غذا نخوردم که متوجه بشم شايد از طعم غذا) حالا که شما هم اينجا گفتيد ديگه کامل باورم شد و تصميم گرفتم تا حالا که نخوردم ولی از اين به بعدم اگه از گرسنگی بميرم نمی رم سلف دانشگاه غذا بخورم/ممنون از راهنماييتون(چشمک)/فعلا...

سارا

ای ول زدی تو خال...هر چند اگه من بميرم لب به غذای دانشگاه نمی زنم.