تولدم تسليت !

امروز روز تولد من . ۱۹ سالگی .
اينجا کسی نيست که به من تبريک بگه يا حتی بدونه که من ۱۹ ساله شدم . اصلا بگه که چی ؟ که من بگم ممنون و يه لبخند بزنم براش !
ديگه هيچی برام مهم نيست . همونطوری که عدد ۱۹ مهم نيست . يادم مياد وقتی بچه تر بودم و ابتدايی می رفتم هر وقت ۱۹ می شدم مادرم می گفت : عيب نداره ايشالا دفعه بعد ۲۰ ميشی . يا اگه عصبانی بود می گفت : ديدی اينقدر درس نخوندی که ۱۹ شدی !
۱۹ يه عدد که هميشه مزاحم رسيدن به ۲۰ . يه عدد ساده خيلی معمولی مثل يه آدم با موهای مشکی . يه آدم با قد متوسط . يه درخت با برگهای سبز و هزار تا چیز معمولی و بی اهمیت دیگه . حس می کنم دارم کم کم جزئی از این جور چیزا می شم  شایدم تا حالا شدم ولی نمی خواستم قبول کنم .
امروز روز تولد من ولی حتی خودم هم به خودم تبریک نگفتم . شاید اگر شمعی بود آن را فوت نمی کردم . چرا به خاطر یادبود یه اتفاق ساده جان شمعی را بگیرم .
هیچ کس را نمی خواهم ببینم چون کسی مرا نمی خواهد . چون ۱۹ سال بی خود دل به هیچ بسته بودم .
الان یه چیز را کاملا حس می کنم و آن این جمله است .جمله آخر من :
از دل برود هر آنکه از دیده برفت . 

 

/ 31 نظر / 53 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجید

سلا م من آپديتم و منتظر چون ميتونم يه ای نمه روحيه بهت بدم...منتظر بمونم.؟؟؟...تاتا

pyam

آمدم سری بزنم احوالی بپرسم. خب امروز در چه حالی؟ اميدوارم کمی بهتر باشی. ببين اين بروبچه ها هم چقدر هوايت را دارند دمشان گرم. به اين مي گويند وبلاگستان!

alireza

ما که لینکیدیم شما هم در صورت تمایل بلینکید.ولی یه سوال برام پیش اومد و اونم اینه که: تو اگه از وبلاگ من خوشت اومده و میخوای بخونی که لینک منو بذار و بهم سر بزن و گرنه چه فرقی میکنه که من بهت لینک دادم یا نه. ببخشین ها ولی برام قابل درک نبود قضیه!

تنها تر از ماه

سلام دوست عزيزم..تولدتون مبارک...از طرف من يه سبد ياسمن ...درکتون ميکنم چون هيچکس هم به من تولد ۲۱ سالگی رو تبريک نگفت!!... يعنی هيچ وقت نميگن عادت کردم...

pyam

سلام. خوشحالم خبری ازت شنيدم. هميشه همينه ديگه. آدميزاد روزهايی کمتر خوب هم داره. مهم اينه که خودت هستی و حرف دلت را می زنی. هر دلی فصل های خودش را داره. اميدوارم زمانه باهات بهتر بسازه بادکنک جان!

صنم

ولي جون شمع رو با شادي گرفتن بهتر از با غم جونش رو نجات دادنه......به هر حال تولدت مبارك!

لبهای شیشه ای

سلام...عشق نام آشناي کسي است که با دستانش پيراهني از آتش بر تنمان بافت،که نيروي بشر بيرونش نتواند آورد و ما به آن زنده ايم و دم ميزنيم که بسوزيم و ميسوزيم. ت.اس.اليوت ٬٬٬٬٬ به منم سر بزن.....

arash

سلام بهت نمی گم چون بايد خداحافظی هم به ناچار گفت.با اين حال ادب حکم می کنه سلام داد پس . اگه وقت کری بيا لاگم رو ببين و ضعفا ش بهم بگو.ازت سپاسگزارم.(می تونی به من لينک بدی؟ هر چند من بت لينک دادم)

مجید

سلام....مشرقی عزيز هنوز تو اون حال و هوايی...نشدا... خوب من قسمت دومش داستان رو هم نوشتم ...تونستی بيا باشه...تاتا

leila

سلام/متن تونو خوندم/راستش خيلی حالم گرفته شد/فکر نمی کردم کسی راجع به روز تولدش اين جوری فکر کنه/راستی ممنون که لينکم کرديد و بهم سر زديد/به روزم و منتظر حضور سبزتان/فعلا