من هستم ...

استاد ادبيات گفت :

                   حافظ بود و رفت . ليك من هستم .

من هستم چون گفتم هستم .

                 شما نيز بايد هستي خود را به هستي عرضه داريد .

دريا با موجش - خورشيد با نورش - شب با سكوتش - همه فرياد مي زنند :

 من هستم .

اما من چه ؟ آيا اصلا من هستم ؟!

من كه تمام هست و نيستم را با دستم به ديواري زدم و شكستم .

من كه در وقت هشياري چون جامي ترك خورده مستم .

من كه هنوز به روزهاي قبلم سرمستم .

امشب هم شبي دگر شايد و كابوسي دگر بايد

ولي نه ! من همان مرد ساعتي پيش نيستم .

من كودكي با تاخير سال ها هستم .

من امشب سنگ بيداري به دستم .

پرده كابوس را دريدم .

ديوار سنگي را شكستم .

من امشب دست به آسمان رساندم . با قلم سپيده بر تن سياهش نوشتم :

تا هست قلمي در دستم

                             مي نويسم

                                        پس هستم .

شعر از : خودم - 25/ 7 / 83

---------------------------------------------------------------

12 به در - 13 در به در !

امروز بليط دارم برگردم مشهد ( خوابگاه ! ) . از بس اين ترم كلاس نرفتم كه براي جلوگيري از حذف واحد الان بايد راه بيفتم . طبيعتا 13 به در هم خبري نيست چون بايد اتاقو جمع و جور كنم . يه جور خوابگاه تكوني ! دوباره تنهايي - تختم - پنجره - خونه هاي رو به رو - ديوار بتوني و هزار تا چيز غم انگيز . ولي بايد برم چون خودم خواسته بودم . چون تو رو مي خواستم . چيزي نيست فقط 1460 روز !

مهم نيست . حالا بايد يه فكري واسه رفتن كنم .

منم و اين همه بار گران                    منم و گريه ي مامان

منم و دو دست باريك                       منم و يه راه تاريك

منم و صداي ماشين                       منم و نگاهي غمگين 

منم و ميل به موندن                      بس كنيد اين دست تكوندن !

خب ديگه انگار بايد كم كم غزل و بخونم ولي يه چيز رو خوب مي دونم :

امسال 12 به در - 13 در به در - 14 چي ؟ شايد ددر !

/ 13 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sabz

سختی اش فقط صد سال اول است

sara

کجاست خانه کجاست؟ که اسن همه راه نيامده بودم که چيزی نديده باشم...........که اين همه راه تمامی ندارد.........

تنها تر از ماه

در مورد نوشته دوم درکتون می کنم.... من هم غصه ام گرفته فرقی نمی کنه دانشگاه تو تهران يا هر جای ديگه همشون مثل هم هستند.....

خورشید

خوب خيلی باحال بود.تو دوران تنهايی دس به قلمت خوب شده.همين.

pyam

اميدوارم زياد بهت سخت نگذره و درس ها را با موفقيت شروع کنی و سال خوبی داشته باشی.

فرنگيس

ممنون از حضورتون. اميدوارم ۱۴ و ۱۵ و ... خوبی را داشته باشيد . من شانس آوردم که خوابگاهی نشدم ، چون طاقت ديدن آن دست تکان دادن ها را ندارم. شعرتون خيلی عالی بود. موفق باشيد.

مينو

سلام خانم ! نوشته هات خيلي قشنگه . مرسي كه وبلاگ منو خونده بودي . خوشحال شدم . هميشه موفق باشي و شاد ..

sofia

خوشحال مي شم! وبلاگ شما هم جالبه! موفق باشيد بخصوص با اين ترم!

رز

سلام دوست خوبم . ممنونم از حضورت . نوشته های زيبايی داشتی و وبلاگ پر باری . اميدوارم سال پر خير و برکتی پيش رو داشته باشی و موفق و شاد بسر ببری .

raha

سلام ناراحت نباش من هم ۱۳ بدر توی قطار بودم به سمت مشهد ....... ممنون از اين که وبلاگ من رو خوندی....... دل و دين به يک ديدن باختيم وخرسنديم در قمار دين و دل کی بود پشيمانی