پسرك ...

پسرك وارد مغازه بستني فروشي شد . به اطراف نگاهي كرد گوشه اي يك ميز خالي پيدا كرد و آنجا نشست . خدمتكار جوان مغازه نگاهي به پسرك انداخت و مشغول كارش شد . عيد نزديك و مغازه پر از مشتري بود . پسرك دستش را در جيب كرد و مقداري سكه روي ميز ريخت و شروع به شمارش نمود . بعد از شمارش فكري كرد و به خدمتكار مغازه گفت : آقا ببخشيد قيمت بستني ميوه اي چقدر است ؟ فروشنده بدون اينكه نگاهي به پسرك بكند گفت : 50 سنت . پسرك دوباره به سكه ها نگاه كرد و اين بار پرسيد : آقا ببخشيد قيمت بستني ساده چقدر است ؟ اين بار فروشنده نگاه غضب آلودي كرد و گفت : 35 سنت . پسرك گفت : به من يك بستني ساده بدهيد . خدمتكار جوان يك بستني ساده به طرف ميز پسرك برد و جلوي او گذاشت . پسرك مشغول خوردن بستني شد و پس از خوردن بستني به چشمان خسته و غضب آلود خدمتكار نگاهي كرد و پس از پرداخت پول بستني با تبسمي از مغازه خارج شد . پس از مدتي خدمتكار براي تميز كردن ميز پسرك به طرف ميز رفت و با تعجب ديد تعدادي سكه روي ميزي كه پسرك انجا بود باقي مانده است . خدمتكار سكه ها را شمرد 15 سنت بود . آن 15 سنت انعام خدمتكار بود كه پسرك آنجا گذاشته بود !

اين داستان رو وقتي براي اولين بار شنيدم خيلي رو من اثر گذاشت يا به قول معروف مو به تنم سيخ شد . اميدوارم شما هم خوشتون اومده باشه .

يك نكته جالب : ديروز چند تا از دوستام بهم مي گفتند : هي مسي (

masi ) چند وقت كه خيلي مثبت شدي و نوشته هات خيلي روحي روانيه ! من تعجب كردم آخه برا چي بعضيا فكر مي كنند من خيلي خبيثم ! اخه من اصلا اين جوري نيستم تازه خيلي هم احساساتي و رمانتيك هستم ! ولي به خاطر اينكه دل دوستام رو هم نشكنم يه متن جديد دارم آماده مي كنم كه خيلي باحاله و احتمالا تا چند روز ديگه تو وبلاگ مي ذارمش تا حال كنين . منتظر باشين .

/ 14 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
roza

سلام دوست خوبم منت سرمون گذاشتی بابت لينک...داستانت عالی بود رو منم تآثير گذاشت

sabz

قصه قشنگی بود. راستی بلاخره خيلی خبيثی يا خيلی نه؟! دو بر يک هم دلشادمان کرد امروز ها.. دمشون گرم!

f.j

از اينکه در وبلاگم پیام گذاشتی ممنون.وبلاگ زيبايی داري.تا بعد

نادون

سلام...سما هم سال خوبی داشته باشی....ای بابا اخه ميدونی چيه...يه سری دوستان نميتونم با نوشته های ما متوجه بشن که توی ذات ما چی هست..ميدونی به نظر من اون کسی موفقه که بتونه اين کاروملی کنه يعنی با نوشته هاش بتونه به خوننده برسونه که دارای چه روحيه ای هست ..البته منم دارم تلاش ميکنم ولی از تو چه پنهون هنوزم موفق نگرديده ام....(الکی) راستی اين داستان رو من خوندم ولی فکر کنم يه کلیپ هم ازش ديده باشم يا خاطرم نيست سکانسی از فيلمی باشه...ولی اره تاثير ميذاره ..اگر حس کنی ...توی اون حال هوای تو نقش سوم هستی...موفق باشی....به منم سر بزن...شاد ببينمتون...تاتا

sabz

بابا خوشحالی از دماغمون دراومد مردم توی استاديوم زير دست و پا موندند و کشته مجروح.. ( راستی آقا ما دیروز شوخی کرده بوديم به دل نگير !)

MiTrA

۱- چرا اينجا تاريخ نداره ؟! ۲- مسی مخفف چيه ؟! ۳- منتظرم

sofia

سلام! سال نو مبارك. و سال خوبي داشته باشيد. متن جالبي بود فقط بهتر بود يكم عاميانه تر مي نوشتيد. بهتر مي شد.

Alireza

سلام دوست خوبم می خواستم سال نو رو بهت تبريک بگم اميدوارم امسال برات سال خوبی باشه ... وبلاگ قشنگی داری حرفات چون از دل مياد به دل می شينه ...در باره ء‌اين مطلب بايد بگم که بد نيست آدمها به جای اين که فقط چشم باشن و بقيه رو ببينن يکمی هم به خودشون توجه کنن که دارن چی کار می کنن البته اين روزها از انسانيت نمی شه حرف زد چون نه وجود داره نه ديگه کسی زير بارش می ره اگرم حرفی بزنی ...ای بابا وقت کمه و مطلب زياد ... ممنون از اين که به ما هم سر زدی ... شاد باشی

بادكنك مشرقي

سلام . ببخشيد اين نظر می نويسم که يه وقت رو عدد ۱۳ نمونه . آخه ... !