پشت چهره

من نيستم اين چهره  اين تبسم

يک خنده !

من نيستم اين صورت که می بينيد .

روحی دارم پشت اين پرده که شب ها می زند زارزار زير گريه

                     ميزنم فرياد ای خدا ! ای رحمان بهر هر بنده

من درختی خشکيده بی ريشه

هراسان از باد پاييز

از دستی ترک خورده که سخت گرفته در ميان تيغه ای فولاد

يک تيشه !

تو ای خورشيدتابنده  رحمان نه  رحيم باش بهر اين بنده

          کرمی بنما و لطفی کن بدل گردان اين درخت خشکيده را

به چه ؟ نمی دانم .

          شايد به ساقه گلی در باغچه

اما نه خشکيده

به ساقه ای که بر سر دارد غنچه ای زيبنده

سرخ

سرزنده

شعر از : خودم - ۲۴/۱۱/۸۳ 

 

/ 20 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتضي

سلام . از وبلاگت ديدن کرو و لذت بردم . موفق باشی عزیزم . خدانگهدار .

(¯`'·.¸.·\-/ |/| | \/\/..¸.·'´¯)

سلام خيلی زيبا بود موفق باشی ممنون که به ياسهای شپيد عشق قدم رنجه فرمودين به روزم و منتظر حظور قشنگت

فرداد...

سللم دوست عزيز... مرسی از سرزدنت و مرسی برای اینکه خبر کردی... شعر زیبایی گفتی... در ضمن خوشحال میشم لینک مبادله کنیم ... حتما... من چند روزی نيستم ولی برگشتم حتما ميام ديدنت... با شعرای جديد... قربانت..

pyam

خب برای اينکه تشويق بشی ميگم شعر خوبی است. چون تويش احساس هست. برای من همان سه خط اول کافی است. شايد هم چون زياد توی هايکوهای ژاپنی می گردم بنظرم مياد شعر بايد کوتاه باشه! مثلا( شبتابی درخشيد/ کم و بيش گفتم: هی ـ نگاه اش کن! / اما با خود تنها بودم.)

pyam

اوووووه..! حالا تازه عکس را ديدم! ربطش به شعرت؟! غنچه ای زيبنده سرخ سرزنده! .. آّها

تنها تر از ماه

سلام..... شعر خيلی زيبايی بود. سرشار از احساس ... سرخ و سرزنده باشيد...

مجید

سلام...خواهش ميکنم...شما که لينک رو انجام دادی..دير زودش مهم نيست که همنکه که فراموش نکنيم به ياد هم ابشيم خودش کلی کيف داره...هميشه ايام به کامتون باشه...تاتا

sofia

شعرقشنگيه. هيچ وقت دلت پر گريه نباشه. بعضي وقتا هم لازمه اين پرده رو برداشت البته نه برا هركسي. موفق باشي ....