سيب سرخ بی حوا

می‌گفت : تو برام مثل يک سيب می‌مونی ، سيب سرخ حوا .
می‌گفتم : عزيزم اون گندم بود نه سيب .
می‌گفت : نه خير ، من خودم تو قصه‌ها شنيدم ، سيب بوده ، سيب سرخ .
می‌گفتم : گندم بوده ، سيب نبوده ، از هر کی می‌خوای بپرس .
يه نگاهی به من می‌کرد و بغض گلوش رو می‌گرفت . می‌رفت يه گوشه کز می‌کرد .
بهش می‌گفتم : حالا چرا ناراحت شدی ؟ هر چی تو بگی . اصلا همون سيب بوده .
دوباره سرش رو به طرف من برميگردوند و تا به من می‌خنديد می گفتم : ولی باز هم بگم ، همون گندم بوده ها .

حالا خيلی وقته که از اون روزا گذشته . ديگه همه چی عوض شده . مدت‌هاست که ديگه به اين مسئله فکر نمی‌کنم که سيب بود يا گندم . ولی هميشه يه فکر هست که آزارم می‌ده .
فکر اينکه ، چرا حوای من سيب سرخش رو تنها گذاشت و برگشت بهشت .

پی‌نوشت : به چشمان خودت قسم               ديگه بهت نمی‌رسم

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره

سلام...داستان جالبی بود...ولی کاش تنها داستان باشه....آخه مگه ميشه آدم بدون حوا روی زمين حبوط کنه اينجوری نصفه ديگش ناقص ميمونه...حتما اشتباهی شده...شايد اون حوا نبوده يه فرشته اسمونی بوده که اجازه اومدن به زمينو نداشته؟؟؟

ستاره

ببخشيد هبوط و اشتباه نوشتم...موفق باشی...

سوفیا

تو چرا ژيشش نمی ری حتما زمين ديگه جايی برای اون نبوده. سيب سرخ ولی قشنگ تره منم ميگم سيب سرخ بوده حالا هی بگو گندم بوده.

zahra

حالا چی می شد بگی سيب بوده . اين جا هم کل کله؟؟؟ (:

فرداد...

حامد عزيز با درودی گرم. برایت آرزوی تندرستی موفقیت و شادکامی و همیشه خنده برلبی می نمایم . در ضمن حوا بدون سیب یا گندم یا انگور یا... ماهیت اصلی خودشو از دست میده ! مشکل شاید از غذای دانشگاه بوده !!

C0lD

سلام . خوبين؟؟ وبلاگ قشنگی داری ! سيب سرخ حوا ! <<<<<>>>>> اهنگش هم قشنگه . موفق باشيد......<<< و زندگي آن چيزي است که ما آن را مي سازيم، هميشه بوده است، هميشه خواهد بود>>>.

atena

سلام خوبی؟ خيلی توپ می نويسی . هميشه بنويس . به من سر بزن