ديگ حليم ... !

امشب رفته بودم پای ديگ حليم که اونو هم بزنم . هيچ آرزويی به ذهنم نرسيد . انگار غول ديگ حليم منتظر سه تا آرزوی من بود ولی من چيزی نمی خواستم تازه از حليم هم متنفرم . غذای روز عزا!

واقعا عجيبه آدم بدون آرزو يعنی چی ؟ پس برای چی زنده ام ؟ نمی دونم !

شايد فکر می کنم هيچ آرزويی ندارم . يعنی من برای يه لحظه بی نياز شده بودم . به صف مردم نگاه می کنم که منتظرن نوبتشون بشه . نگاهی از روی حسرت می کنم . يه بچه حدودا ۵ ساله رو می بينم که گوشه چادر مامانش رو گرفته داره می خنده و تو صف ايستاده .

بغض گلوم رو می گيره . هق هقی می کنم .

از صميم قلب می گم :

هر چی اون می خواد منم می خوام می خوام می خوام ... !

/ 7 نظر / 8 بازدید
تسنيم

سلام. من حليم خيلی دوست دارم برعکس شما. و اينکه هر چی اون بخواد من هم همون ميخوام خيلی خوبه خيلی خوب. خوشحال شدم از آشنايی تون. يا حق .

محسن

سلام دوست عزيز/خوبی؟/ممنونم که بهم سر زدی/اول بايد بگم که من حليم خيلی دوست دارم/دوم بايد بگم که خوش به حالت که آرزو نداری اتفقا يه مطلب تو يه وبلاگ خوندم که طرف لحظه سال تحويل نتونست دعا کنه و فقط گفت خدايا شکرت/شماهم از روی بی نيازی بهترين نياز و داری ميفهمی منظورمو؟/خيلی ها دوست دارن مثل شما هيچ آرزويی نداشته باشن/به قول يکی از دوستام کسی که آرزو نداره يعنی به تمام آرزوهاش رسيده/زياد مزاحمت نميشم/شاد و سربلند و پيروز باشی/قربان شما محسن(بکام)/تا درودی ديگر بدرود

تنها تر از ماه

سلام... چه خوب يه آدم بي نياز... من هم حليم دوست ندارم.. راستی متشکرم که سر زدين.

sabz

من که حليم ببينم از ذوقش می افتم توی ديگ. راست راستی هيچ آرزويی نداری؟ پس جايت توی صف را بده به من!

مسعود

جا داره من يه توضيح به همه ی بازديد کننده های عزيز بدم اونم اينه که منظور نويسنده از «اون» شخصيه موسوم به«سپیده » که عشق سالهای جوونيش بده .

بادكنك مشرقي

شايد اينجا جاش نباشه ولی من يادم نمياد عاشق کسی شده باشم مسعود جان !

sofia

بعضي وقتا پيش مياد ادم از بس ارزو داره وقتش كه ميشه همه اش يادش ميره مثل اينكه هيچ ارزويي نداره.